باز هم از دو جهانگرد ديگر ميتوان نام برد كه هر دو مسلمان بودند و اهل اسپانيا: ابوالعبّاس نَباتي اشبيلي و شاگردش ابن بَيْطار مالقي. هر دو آنان پزشك و گياهشناس بودند و در ضمن مسافرتهايشان به علفها و رستنيهاي ديگر توجه زيادي مبذول ميكردند. مسافرت آنان، در مقايسه با سفرهاي ماوراي آسيا، چشمگير نبود، با اين همه پيمودن سراسر افريقاي شمالي، بهصورتي كه آنان طي كردند، كارآساني نبود. بههر حال، اين سفرها بهخاطر هدف علمي آنها بسيار اهميت دارد. در اين زمينه هم باز اسلام راه را به همهٴ جهان نشان ميداد. ابوالعباس و ابنبيطار را ميتوان پيشاهنگ جويندگان گياهان دانست.
براي ما امكان ندارد كه از رشد اقتصادي اروپا در سدههاي دوازدهم و سيزدهم، گفتگو كنيم، و نه اين موضوع لزومي دارد، چون اين امر در تعدادي از كتابها كه بهآساني قابل دسترساند، به صورت مطلوبي بررسي شده است،1 ولي ميتوان خاطرنشان كرد كه سفر و تجارت دوشادوش يكديگر پيش رفتند. بزرگترين جهانگردان فوقالذكر، يعني پولوها، در وهلهٴ اول، تاجر بودند.
گرايش بهسوي شرق در پهنهٴ آسيا، همچنين گرايش بهسوي جنوب در طول كرانههاي باختري افريقا، به طور عمده جنبهٴ بازرگاني داشت. هر كشف جغرافيايي امكانات بازرگاني تازهاي ايجاد كرد و توسعهٴ تجارت و رقابتهاي تجاري لازمهٴ آن بهنوبهٴ خود موجب نياز به بازارهاي تازه شد؛ يعني نياز به اكتشافات جغرافيايي تازه. مقارن نيمهٴ سدهٴ سيزدهم، تجارت بينالمللي به چنان مرحلهاي از رشد رسيده بود كه وسايل گوناگوني براي سازماندادن شيوههاي بازرگاني، تسهيلات اعتباري، بيمه و حمايت ابداع شده بود. مهمترين سازمان بازرگاني قرون وسطا اتحاديهٴ هانسايي بود كه شهرها و بازرگانان آلماني آن را تشكيل داده بودند؛ و تا سال 1360، كاملاً تثبيت نشده بود؛ حال آن كه تاريخ اوايل پيدايش آن به يك سدهٴ جلوتر، برميگردد. در اين اثنا، تجارت مديترانه در انحصار بازرگانان جنوايي و ونيزي بود و بر اثر جنگهاي صليبي فعاليت اينان ترقي سريعي كرده بود.2 همچنانكه قبلاً گفتيم، جنوا برخي از دليرترين افرادش را به اقيانوس اطلس فرستاد، آوازهٴ شكوه ونيز را هم برخي فرزندانش به كرانههاي اقيانوس آرام رساندند.
27. توصيفات منطقهاي؛ مكانشناسي. نوع ديگر آثار جغرافيايي توصيف مناطق خاص بود.
اين كار را افرادي در نقاط مختلف جهان با مهارتي كمابيش و بهصورتي بيش و كم علمي صورت دادند.